حسين عليه السّلام ، به آنان رسيده بود .
( 1 ) آنها شروع به نوحهسرايى نمودند و صدايشان به گريه بلند شد . منظرهاى هراسانگيز بود ، حضرت حسين عليه السّلام با ارادهاى محكم ، روى به آنان كرد و فرمود : « شما را به خدا ! اين كار را كه معصيت خداوند و پيامبر مىباشد ، آشكار نكنيد » .
( 2 ) دلهايشان به درد آمد و فرياد زدند : « نوحهسرايى و گريه را براى چه كسى مىخواهيم ، امروز نزد ما همانند روزى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، على ، فاطمه و حسن درگذشته بودند . . . خداوند ما را فداى تو قرار دهد ، اى محبوب نيكان ! . . . » .
( 3 ) يكى از عمههاى آن حضرت به سوى او آمد در حالى كه چهرهاش برافروخته شده بود . با صدايى كه از گريه مرتبا قطع مىشد ، گفت : هاتفى را شنيدم كه مىگفت :
و ان قتيل الطف من آل هاشم * اذل رقابا من قريش فذلت
« آن كشتهء سرزمين طف ، از خاندان هاشم ، گردنهايى از قريش را به ذلّت نشاند و آنها خوار شدند » .
امام عليه السّلام او را آرام كرد و دستور به شكيبايى داد همان گونه كه ديگر بانوان از خاندان عبد المطلب را چنين امر فرموده بود « 1 » .
( 4 )
همراه با برادرش فرزند حنفيّه
« محمد بن حنفيه » پريشان نزد حضرت حسين عليه السّلام شتافت در حالى كه به
هامش
( 1 ) مقرّم ، مقتل حضرت حسين عليه السّلام 137 - 138 . 1