تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
اين نامه در حالى به دست وى رسيد كه امام از مدينه به سوى مكه خارج شده بود . ( 1 )

وداع حضرت حسين عليه السّلام با قبر جدّش

امام حسين عليه السّلام در شب دوّم به كنار قبر جدش صلّى اللّه عليه و آله شتافت در حالى كه غمگين و اندوهناك بود تا از ستم ستمكاران نزد آن حضرت شكايت برد . امام عليه السّلام در برابر قبر شريف ايستاد ، دو ركعت نماز خواند ، بسيار متأثر و افسرده خاطر بود ، آنگاه از محنتها و گرفتاريهايى كه بر آن حضرت وارد شده بود ، شكايت كرد و گفت : « خداوندا ! اين قبر پيامبرت محمد است و من فرزند دختر محمد ، ماجراهايى برايم پيش آمده كه تو مىدانى . خداوندا ! من معروف را دوست مىدارم و از منكر ، بيزارم ، اى دارندهء شكوه و عظمت ، به حق اين قبر و هر كسى كه در آن است از تو مىخواهم براى من آنچه را موجب رضايت تو و پيامبرت مىباشد ، انتخاب فرمايى » . ( 2 )

امام حسين عليه السّلام جدّش را در خواب مىبيند

حضرت حسين عليه السّلام براى مدتى طولانى به قبر جدش نگاه كرد ، در حالى كه اطمينان يافته بود كه ديگر آن را نخواهد ديد ، آنگاه به گريه افتاد . هنوز سپيدهء صبح ندميده بود كه آن حضرت را خواب فرا گرفت ، جدّش حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را در خواب ديد كه با گروهى از فرشتگان آمده بود . آن حضرت ، امام حسين عليه السّلام را در آغوش گرفت و ميان دو چشم وى را بوسيد در
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 335 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى