راه نداشت ، رسيده بود كه حتما شهادت روزىاش خواهد گشت ، پس همهء اهل خانهاش را جمع كرد و آن خواب غمانگيز را برايشان گفت ، در آن روز در شرق زمين يا در غرب آن ، هيچ كس بيش از اهل بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله غمگين و هيچ مرد و زنى بيشتر از آنان گريان نبود « 1 » .
( 1 )
وداع امام حسين عليه السّلام با قبر مادر و برادرش
حضرت حسين عليه السّلام در تاريكى شب به سوى قبر مادرش ، يادگار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پارهء تن آن حضرت رفت و مدتى در برابر قبر شريفش ايستاد ، در حالى كه نگاههاى آخرين وداع را بر قبر مىافكند و عواطف سرشار و مهربانيهاى فراوانش را به ياد مىآورد ، دوست مىداشت كه زمين بازشود تا مادر ، وى را همراه خود به زير خاك برد ، آنگاه به گريه افتاد و با قبر ، وداعى گرم نمود و سپس به طرف قبر برادر پاكش حضرت حسن عليه السّلام رفت و با اشك خود ، زمين قبر را سيراب كرد ، در همان حال دردها و غمها او را در بر گرفته بودند . پس از آن ، غرق در اندوه و غم به خانهء خود بازگشت « 2 » .
( 2 )
هراس بانوان بنى هاشم
هنگامى كه امام تصميم به ترك مدينه و پناه بردن به مكه گرفت ، بانوان خاندان عبد المطلب ، در حالى كه به شدت محزون و متأثر بودند ، جمع شدند ؛ زيرا خبرهاى بسيارى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد كشته شدن فرزندش
هامش
( 1 ) العوالم ، 17 / 177 - 178 .
( 2 ) الفتوح 5 / 29 .