تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
( 1 ) « اين است آنچه حسين بن على عليه السّلام به برادرش محمد بن حنفيه وصيت نموده است ، حسين شهادت مىدهد كه پروردگارى جز خداوند يكتا نيست و شريكى ندارد و محمد بنده و فرستادهء اوست كه به حق از جانب او آمده است و بهشت حق است و آتش حق و روز قيامت بدون شك خواهد آمد و خداوند آنان را كه در قبرها هستند بر مىانگيزد . من از روى بيهودگى و خودسرى حركت نكرده‌ام و نه براى تباهى و يا ستم ، بلكه براى طلب اصلاح در امت جدم صلّى اللّه عليه و آله قيام نموده‌ام ، مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و با روش جد و پدرم على بن ابى طالب رفتار نمايم ، هر كس مرا به حق بپذيرد ، خداوند به حق سزاوارتر است و هر كس بر من اعتراض كند ، صبر مىكنم تا خداوند ميان من اين قوم حكم كند كه او بهترين حاكمان است . اين وصيت من براى تو است اى برادر ! ، من توفيقى جز به خدا ندارم كه بر او توكل كرده‌ام و به سوى او بازمىگردم » « 1 » . ( 2 ) به خاطر اين هدفهاى و الا بود كه امام ، انقلاب جاويدانش را آغاز كرد ؛ زيرا آن حضرت بيهوده و خودسرانه خارج نشد و در پى هيچ نفع مادى براى خود و خاندانش نبود ، بلكه بر ضد حكومت ظلم و طغيان قيام كرد ، مىخواست بناهاى بلند عدالت را در ميان مردم به پاى دارد و چه با شكوه است گفتار آن حضرت كه فرمود : ( 3 ) « پس هر كس مرا به حق بپذيرد ، خداوند به حق سزاوارتر است ، و هر كس به من اعتراض كند ، صبر مىكنم تا اينكه خداوند ميان من و اين قوم حكم كند كه او بهترين حاكمان است » .
هامش
( 1 ) الفتوح : 33 - 34 خوارزمى ، مقتل 1 / 188 - 189 .