( 1 )
تماس گرفتن وليد با دمشق
وليد ، يزيد را از اوضاع حاكم بر مدينه آگاه كرد و او را از خوددارى حضرت حسين عليه السّلام از بيعت ، باخبر ساخت كه آن حضرت معتقد است طاعتى براى يزيد بر وى نيست . يزيد وقتى اين مطلب را فهميد به شدت خشمگين شد .
( 2 )
دستورهاى شديد از دمشق
يزيد ، دستورهاى شديدى براى گرفتن بيعت مجدّد از اهل مدينه و كشتن حضرت حسين عليه السّلام و فرستادن سر آن حضرت براى او به وليد داد كه متن آن نامه چنين است : « از بندهء خدا يزيد ، امير المؤمنين به وليد بن عتبه ، اما بعد : هرگاه اين نامهء من به دست تو رسيد ، بار ديگر با تأكيد از مردم مدينه بيعت بگير عبد اللّه بن زبير را رها كن كه وى تا وقتى كه زنده باشد ، از دست ما نمىرود ، سر حسين بن على عليه السّلام همراه جواب باشد كه اگر چنين كردى ، افسار اسبان را براى تو خواهم گذاشت و نزد من جايزه و بهرهء فراوان و نعمت خواهى داشت ، و السلام . . . » .
( 3 )
عدم پذيرش وليد
وليد ، رسما آنچه را يزيد بر عهدهء او گذاشته بود ، در مورد كشتن حضرت حسين عليه السّلام ، رد كرد و گفت : نه به خدا ! خداوند مرا قاتل حسين بن على نخواهد ديد . . . من فرزند دخت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را نمىكشم هر چند همهء دنيا را به من بدهد « 1 » » .
هامش
( 1 ) الفتوح 5 / 26 .