دست يافتهاى ! » « 1 » .
حضرت حسين عليه السّلام تصميم گرفت مدينه را ترك كند و به سوى مكه برود تا به بيت اللّه الحرام پناه جويد و از شرّ امويان و تعدّى آنان در امان باشد .
( 1 )
امام حسين عليه السّلام و مروان
حضرت حسين عليه السّلام فرداى آن شبى كه عدم پذيرش بيعت با يزيد را اعلام كرده بود ، در ميانهء راه با مروان بن حكم روبهرو شد ، مروان بىمقدمه به آن حضرت گفت : من دلسوز تو هستم ، از من اطاعت كن تا رستگار و درست باشى ! . . .
- « آن چه باشد اى مروان ؟ ! » .
- من به تو امر مىكنم با امير المؤمنين يزيد ، بيعت كنى كه در دين و دنيا برايت بهتر است ! ( 2 ) امام به شدّت ناراحت شد و استرجاع نموده ، با منطقى رسا به گفتار مروان پاسخ داد و فرمود : « اگر امّت به حاكمى همچون يزيد مبتلا شود اسلام را بايد بدرود گفت ، واى بر تو اى مروان ! آيا مرا به بيعت با يزيد امر مىكنى كه مردى فاسق است ، تو گفتارى ناصواب بر زبان آوردهاى . . . من تو را بر گفتهات سرزنش نمىكنم ؛ زيرا تو آن ملعونى هستى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تو را در حالى كه در صلب پدرت حكم بن ابى العاص بودى ، لعنت فرمود » .
( 3 ) امام سپس اضافه كرد : « اى دشمن خدا ! از من دور شو ! كه ما اهل بيت
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 5 / 340 .