روحيه امام عليه السّلام - كه بر آن سرشته شده بود - اصلاح بود ، حتى ميان دشمنان و مخالفانش ، پس آن حضرت عليه السّلام به آنها فرمود : « با هم وصلت داشتن از قطع رابطه بهتر است و صلح از فساد بهتر ، اينك براى شما وقت آن فرا رسيده است كه با هم باشيد ، خداوند ميان شما را اصلاح نمايد « 1 » .
( 1 ) آن دو ، پاسخى به آن حضرت ندادند و سكوتى سهمگين بر آنها دست يافته بود . آنگاه امام ، روى به وليد كرد و به او گفت : « آيا خبرى از معاويه به تو رسيده است ؟ زيرا وى بيمار و بيمارىاش طولانى شده بود ، اكنون حالش چطور است ؟ » .
وليد با صدايى اندوهناك و پريشان گفت : « خداوند تو را در مرگ معاويه اجر دهد ، او براى تو عمويى با صداقت بود و اينك طعم مرگ را چشيده ، اين نامهء امير المؤمنين يزيد است . . . » .
( 2 ) حضرت حسين استرجاع كرد و به وى فرمود : « مرا براى چه دعوت كردهاى ؟ » .
- تو را براى بيعت دعوت كردهام « 2 » .
امام عليه السّلام فرمود : شخصى مانند من ، مخفيانه بيعت نمىكند و بيعت مخفيانه از من پذيرفته نمىشود ، پس هرگاه براى مردم خارج شدى و آنان را براى بيعت فرا خواندى ، ما را نيز همراه آنان دعوت مىنمايى و كار يكسان خواهد بود » .
( 3 ) امام ، درخواست كرد كه مسأله تا هنگام صبح تأخير داده شود تا اجتماع عظيمى از مردم تشكيل شود و آن حضرت نظر خود را در محكوم كردن بيعت
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 4 / 15 .
( 2 ) الفتوح 5 / 17 .