تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
كند و او جانش را كه سرشار از كينه و دشمنى نسبت به عترت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود ، سيراب سازد . ( 1 ) 4 - مروان ، يقينا مىدانست كه عهده‌دار خلافت خواهد شد ، زيرا امام امير المؤمنين ، وصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و باب مدينهء علم آن حضرت ، به وى خبر داده بود آنگاه كه حسنين بعد از واقعهء صفين از وى شفاعت كرده بودند ، آن حضرت فرمود : براى او حكومتى است همانند آنكه سگ ، بينى خود را بليسد ، مروان آن را قبول كرده بود ، لذا وى ، وليد را به كشتن حضرت حسين عليه السّلام تشويق كرد تا اين كار سببى براى زوال ملك خاندان ابو سفيان و بازگشت خلافت به وى گردد . ( 2 ) اينها برخى از عواملى است كه مروان را واداشت تا به وليد پيشنهاد كند كه امام حسين عليه السّلام را بكشد و در اين مورد ، وى نسبت به يزيد اخلاص و وفادارى نداشته است . ( 3 )

احضار امام حسين عليه السّلام

وليد ، هنگام نيمه شب « 1 » « عبد اللّه بن عمرو بن عثمان » را كه غلامى نوجوان بود ، به دنبال حضرت حسين عليه السّلام و فرزند زبير فرستاد و علت اينكه در آن وقت وى را فرستاد ، اين بود كه شايد در آن وقت شب ، موافقت حضرت حسين عليه السّلام با بيعت يزيد را و لو مخفيانه ، به دست آورد ، او مىدانست كه اگر آن حضرت ، اين مطلب را از وى مىپذيرفت عهدش را نمىشكست و از قولش ، تخلف نمىكرد . آن جوان رفت تا حسين عليه السّلام و پسر زبير را براى حضور نزد وليد فرا خواند ،
هامش
( 1 ) البداية و النهاية : 8 / 147 .