تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
رسيد ، حسين بن على و عبد اللّه بن زبير را حاضر كن و از آنها بيعت بگير ، پس اگر خوددارى نمودند ، گردنشان را بزن و سرهايشان را نزد من بفرست و از مردم بيعت بگير و هر كس خوددارى كند ، حكم را در موردش و حسين بن على و عبد اللّه بن زبير اجرا كن ، و السلام » « 1 » . ( 1 ) در روايت دوم ، ذكرى از « عبد اللّه بن عمر » نيامده و گمان قوىتر آن است كه نام وى به حسين و فرزند زبير اضافه شده تا او را به جبههء مخالف ملحق سازند و او را از تأييد آشكار بيعت با يزيد ، تبرئه كنند . 3 - « حافظ ابن عساكر » آن را اين گونه روايت نموده است : « مردم را فراخوان و از آنها بيعت بگير و از بزرگان قريش آغاز كن و نخستين كسى كه از او شروع مىكنى ، حسين بن على باشد ؛ زيرا امير المؤمنين ( معاويه ) به من وصيت كرده كه با وى مدارا كنم و نظرش را جلب نمايم » « 2 » . ( 2 ) در اين روايت ، ذكرى از فرزند زبير و فرزند عمر نيست ، زيرا در نظر يزيد آنان هيچ اهميتى نداشتند جز اينكه ما به مطلب آخر اين نامه شك داريم از اينكه معاويه به يزيد وصيت كرده باشد كه با حسين مدارا كند و نظرش را جلب نمايد ؛ زيرا معاويه موضعگيرى سخت همراه با دشمنى و كينه نسبت به همهء اهل بيت عليهم السّلام داشته و همهء اقدامات بىرحمانه را بر ضدّ آنان به كار برده بود كه در بحثهاى گذشته به آن اشاره نموديم ، گمان غالب اين است كه اين جمله به آن اضافه شده تا معاويه تبرئه شود و مسئوليت وى در مورد جرايمى كه پسرش بر ضد عترت پاك مرتكب شده بود ، منتفى گردد .
هامش
( 1 ) يعقوبى ، تاريخ 2 / 241 . ( 2 ) ابن عساكر ، تاريخ 4 / 170 ( حوادث سال 60 ) .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 321 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى