حسين عليه السّلام بود ؛ زيرا آن حضرت ، نفوذى گسترده و جايگاهى بلند نزد مسلمين داشت ، او نوهء صاحب رسالت و سيد جوانان اهل بهشت بوده است اما فرزند زبير ، آن اهميت فراوان را نزد يزيد ، نداشته بود .
( 1 )
دستورهاى مؤكد به وليد
يزيد ، دستورهاى مؤكدى به عاملش در مدينه ، « وليد بن عتبه » داد تا مخالفان را به بيعت مجبور سازد . وى دو نامه براى او فرستاد . نامهء اوّل به دو صورت روايت شده است كه عبارتند از :
( 2 ) 1 - « خوارزمى » آن را چنين روايت كرده است ؛ « اما بعد : معاويه بندهاى از بندگان خدا بود كه او را گرامى داشت و براى خود خالص ساخت و به وى قدرت بخشيد و سپس او را به سوى جاى آسايش ، گلزار رحمت خويش فرا خواند ! وى به تقدير ، زيست و به اجل ، مرد ، او به من وصيت كرده و مرا به حذر كردن از خاندان ابو تراب سفارش نموده بود به خاطر جرئت آنان در ريختن خونها ، تو اى وليد ! دانستى كه خداوند تبارك و تعالى انتقام عثمان مظلوم را به وسيلهء آل ابو سفيان مىگيرد ، زيرا آنان ياوران حق و طالبان عدالت هستند ، پس هرگاه اين نامهام به تو برسد ، از اهل مدينه بيعت بگير ! » « 1 » .
( 3 ) اين نامه شامل مطالب زير بوده است :
الف - دادن خبر مرگ معاويه به وليد .
ب - هراس يزيد از خاندان نبوت ، زيرا پدرش به وى وصيت كرده كه از آنها حذر كند و اين امر با آن وصيتنامهء ادعا شده براى معاويه ، منافات دارد زيرا
هامش
( 1 ) خوارزمى ، مقتل 1 / 180 .