در آن توجه وى به حضرت حسين عليه السّلام و ملزم ساختن پسرش به تكريم و رعايت مقام آن حضرت ، آمده بود .
ج - سرعت بخشيدن به گرفتن بيعت از اهل مدينه .
( 1 ) 2 - بلاذرى ، نامه يزيد را روايت كرده كه متن آن چنين است :
« اما بعد : معاوية بن ابى سفيان بندهاى از بندگان خدا بود كه خداوند او را تكريم نمود و خليفه ساخت و قدرت بخشيد و براى وى امكانات به وجود آورد ، پس به تقدير ، زيست و به اجل ، مرد كه رحمت خدا بر او باد ؛ زيرا ستوده زيست و نيكوكار و باتقوا درگذشت ، و السلام ! . . . » « 1 » .
( 2 ) گمان غالب اين است كه اين روايت صحيح باشد ؛ زيرا تنها به خبر دادن مرگ معاويه به وليد اكتفا كرده است بدون اينكه به گرفتن بيعت از حضرت حسين عليه السّلام و ديگر مخالفان اشارهاى كرده باشد ، اما بنا به روايت اول ، صحبت از نامهء زير كه يزيد براى وليد فرستاده تا حضرت حسين را به بيعت مجبور كند ، بيهوده خواهد بود .
( 3 ) دوّم : نامهء كوتاهى است كه به گوش موش كوچك تشبيه شده و به سه صورت روايت گرديده است :
1 - « طبرى و بلاذرى » آن را روايت كردهاند ، متن آن چنين است ؛ « امّا بعد :
حسين و عبد اللّه بن عمر و عبد اللّه بن زبير را به شدت بگير كه هيچ اجازهاى در آن نباشد تا اينكه بيعت كنند ، و السلام ! » « 2 » .
2 - « يعقوبى » آن را چنين روايت نموده است : « هر وقت اين نامهام به تو
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، 5 / 313 .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 338 انساب الاشراف ، 5 / 313 .