آورد و هر كه را اراده كرد ، بالا برد . همانا امير المؤمنين ( معاويه ) ريسمانى از ريسمانهاى خدا بود كه آن را تا زمانى كه خواست ، امتداد داد و سپس هنگامى كه خواست ، آن را قطع نمود ، او كمتر از پيشينيان بود و بهتر از آنكه بعد از او مىآيد . من او را نزد خدايش تزكيه نمىكنم كه وى به نزد او رفته است ، پس اگر او را ببخشايد ، به رحمتش خواهد بود و اگر كيفرش دهد ، به گناه خود اوست ، من بعد از او عهدهدار امر خلافت شدهام ، پس نه از جهالت معذرت مىجويم و نه در طلب علم هستم ، شما بر شيوهء خود باشيد ، اگر خداوند چيزى را نپسندد ، تغييرش مىدهد و اگر چيزى را دوست بدارد آن را روان مىسازد . . . » « 1 » .
( 1 ) يزيد ، در اين خطابه ، اشارهاى به سياست دولتش ننمود و هيچ مطلبى را بيان نكرد كه امّت در زمينههاى اقتصادى و سياسىاش به آن نيازمند باشد و به طور حتم آن چيزى نبوده است كه وى بدان بينديشد ، بلكه وى به خود سرى و جبروت خود و بىحرمتىاش نسبت به امّت اشاره كرد كه نه از ارتكاب جهل از آن عذر مىجويد و نه از دست يازيدن به زشتكاريها ، بلكه بر امت است كه بايد ستم و خودسرىاش را گردن نهند و به آن ، رضايت داشته باشند .
( 2 )
سخنرانى يزيد براى اهل شام
يزيد ، در ميان اهل شام ، خطابهاى ايراد كرد و ضمن آن اعلام نمود كه عزم و تصميم وى بر ورود در جنگى ويرانگر بر ضد اهل عراق است كه متن آن خطابه چنين بود :
« اى مردم شام ! همانا خير پيوسته در ميان شما بود و ميان من و اهل عراق
هامش
( 1 ) العقد الفريد 4 / 374 - 375 .