تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
ابى سفيان » در مورد مالى كه ميان آنها بود ، صورت گرفت ، وليد بر امام حسين عليه السّلام در حقش ، ستم كرد كه امام در برابرش برخاست و گفت : « به خدا سوگند ياد مىكنم كه يا در حقم انصاف دهى و يا شمشيرم را بر مىدارم و در مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىايستم و مردم را به حلف الفضول فرا مىخوانم . . . » . ( 1 ) امام ، مىخواست « حلف الفضول » را احيا كند كه هاشميان آن را تأسيس كرده بودند و شعار آن حمايت از مظلومان و گرفتن حق آنان بود كه امويان در جاهليتشان با آن ستيز داشتند ؛ زيرا با خويها و طمعكاريهايشان منافات داشت . ( 2 ) « عبد اللّه بن زبير » برخاست و به حضرت حسين عليه السّلام پيوست و به يارىاش شتافت و گفت : « من نيز به خدا سوگند ياد مىكنم كه اگر به آن ، دعوت كند ، شمشيرم را مىگيرم و همراه او مىايستم تا اينكه حقش را بگيرد يا همگى بميريم . . . » . ( 3 ) « مسور بن مخرمة بن نوفل زهرى » نيز اين خبر را شنيد و به حضرت حسين عليه السّلام پيوست و گفتارى همچون كلام آن حضرت گفت . وليد ، احساس ضعف و سستى نمود و از ستم خود بازگشت و امام حسين عليه السّلام را در حقش انصاف داد « 1 » . ( 4 ) از نمونه‌هاى كينهء اموى نسبت به حضرت حسين عليه السّلام اين بود كه آن حضرت در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشسته بود و شنيد كه شخصى با همراهانش سخن مىگويد و صداى خود را بلند مىكند تا حضرت حسين عليه السّلام بشنود ، او مىگفت : « ما با آل ابى طالب در نبوت مشاركت نموديم تا اينكه از آن به دست
هامش
( 1 ) ابن هشام ، سيره 1 / 134 - 135 .