مردى كه از ما شريفتر باشند ، نداده است . . . » .
( 1 ) جايى براى بحث در عدم صحت اين روايت وجود ندارد ؛ زيرا امام عليه السّلام نزد معاويه ، به شام نرفته است بلكه امام حسن عليه السّلام نزد او رفته بود نه به خاطر صله و بخشش - آن گونه كه بعضى از مورخان سادهدل نوشتهاند . - بلكه هدف از آن سفر ، نشان دادن واقعيت اموى و توجه دادن مردم به زشتكاريهاى معاويه بود ، مناظرات وى با معاويه و اطرافيانش اين مطلب را اثبات مىنمايد كه جز آن هدف ، مقصود ديگرى از آن نداشته است ، ما اين موضوع را به صورتى مفصل در كتابمان « زندگانى امام حسن عليه السّلام » بيان كردهايم .
( 2 )
حضرت حسين عليه السّلام و بنى اميه
دشمنى ميان حضرت حسين عليه السّلام و بنى اميه ، عداوتى ذاتى بود ؛ زيرا آن دشمنى ضد با ضد بوده است . « سعيد همدانى » از امام حسين عليه السّلام دربارهء بنى اميه پرسيد ، حضرت عليه السّلام فرمود : « ما و آنان دو دشمنى هستيم كه در خصوص پروردگارشان با هم دشمنى كردهاند . . . » « 1 » .
( 3 ) بارى ، آن دو ، دشمنانى در اهداف و دشمنانى در جهتگيريهايشان بودند ؛ زيرا امام حسين عليه السّلام نمايندهء جوهرهء ايمان به خدا و سمبل ارزشهاى والايى بود كه انسان به آنها شرف مىيابد ، در حالى كه بنى اميه ، نشانگر زشتكاريهاى جاهليت بودند كه انسان را به فرومايگى سقوط مىدهد ، امويان ، بر حسب خوى شرارت بارشان بر امام حسين عليه السّلام كينه داشتند و در توهين آن حضرت ، بسيار مىكوشيدند ؛ مثلا منازعهاى ميان حضرت حسين عليه السّلام و « وليد بن عتبة بن
هامش
( 1 ) ابن بشر دولابى ، الكنى و الاسماء 1 / 77 .