« و دوست دارم كه من شاهد آن باشم كه از تو براى آن در ميان مردم موعدى باشد » .
« من بيم دارم كه به وسيلهء كسى سوزانده شوى كه شمشير برّان قبلا پيش او آماده گشته است » .
( 1 ) در اين نامه ، تهديدى است براى حضرت از كسى كه جانشين معاويه باشد يعنى فرزندش يزيد كه به مقام حضرت حسين عليه السّلام و منزلتش نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ايمانى نداشته است .
( 2 ) به هر حال ، امام ، اين اموال را از معاويه رها ساخت و آنها را بر فقرا تقسيم نمود در حالى كه خود ، هيچ صلهاى از معاويه را براى خود نگرفت ؛ زيرا اموال فراوان و جامههاى بسيار و لباسهايى فاخر براى آن حضرت فرستاد و حضرت همهء آنها را به وى بازگرداند « 1 » . امام موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده است كه امام حسن و امام حسين عليه السّلام ، جوايز معاويه را نمىپذيرفتند « 2 » .
( 3 )
حديثى مجعول
از اخبار جعلى آن است كه روايت شده امام حسين عليه السّلام همراه برادرش حضرت حسن ، بر معاويه وارد شدند ، او دستور داد يكصد هزار درهم به آنها بدهند و به آنان گفت : « اين را بگيريد كه من فرزند هند هستم ، نه كسى قبل از من چنين بخشيده است و نه بعد از من كسى خواهد بخشيد ! . . . »
امام حسين روى به او كرد و فرمود : « به خدا ! كسى قبل و بعد از تو به دو
هامش
( 1 ) على جلال ، الحسين 1 / 117 .
( 2 ) حياة الامام موسى بن جعفر عليه السّلام 2 / 332 .