همهء آنان در اخلاص و دوستى نسبت به اهل بيت ، بيشتر بوده است و دلسوزىاش نسبت به امام حسين و ترس وى بر امام از معاويه او را بر آن داشت كه آن حضرت را نصيحت كند تا بر ضد معاويه قيام ننمايد . منابعى كه در دست داريم ، پاسخ امام حسين به او را ننوشتهاند .
( 1 )
دستيابى حضرت حسين عليه السّلام بر اموال دولتى
معاويه ، بيشتر اموال دولت را در راه تحكيم سلطنت خود مصرف مىنمود همچنانكه اموال فراوانى را به بنى اميه مىبخشيد تا قدرت سياسى و اجتماعى خود را استحكام بخشند ، امام حسين عليه السّلام اين سياست را محكوم مىكرد و معتقد بود كه بايد اموال از معاويه رها شوند و در اختيار نيازمندان قرار گيرند .
( 2 ) اموالى از يمن بر مدينه گذشتند كه به طرف خزانهء دمشق برده مىشدند ، امام بر آن اموال دست يافت و آنها را بر نيازمندان از بنى هاشم و ديگران تقسيم نمود و به معاويه نوشت : « از حسين بن على به معاوية بن ابى سفيان ، اما بعد :
كاروانى از يمن بر ما گذشت كه حامل مال ، پارچه ، عنبر و عطر به سوى تو بود تا آنها را در خزانههاى دمشق نگهدارى كنى و خاندانت را با آنها ، پس از آن همه مال اندوزى ، قدرتبخشى ، من به آنها نياز پيدا نمودم و آنها را گرفتم و السلام . . . » .
( 3 ) معاويه به آن حضرت چنين پاسخ داد : « از بندهء خدا معاويه به حسين بن على ، اما بعد : نامهء تو به من رسيد ، در آن نوشته بودى كاروانى از يمن بر تو گذشته است كه حامل مال ، پارچه ، عنبر و عطر بوده تا من آنها را در خزاين دمشق نگهدارى كنم و خاندانم را بعد از آن همه مال اندوزى ، قدرت بخشم ، تو