بود ، باقى نگذاشت مگر اينكه آن را تلاوت و تفسير نمود و چيزى را از آنچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حق پدر و برادر و در حق خود و اهل بيتش فرموده بود ، فروگذار ننمود مگر اينكه آن را روايت كرد .
( 1 ) در همهء اين مطالب ، ياران پيامبر مىگفتند : آرى به خدا سوگند ! شنيديم و مشاهده كرديم . و هر يك از تابعين مىگفتند . به خدا سوگند از صحابهء راستگو و مورد اطمينان اين را به من گفته است .
سپس حضرت عليه السّلام فرمود : « شما را به خدا سوگند مىدهم كه با هر كس مورد اعتماد شماست و از دينباورى وى مطمئن هستيد ، اين مطالب را در ميان بگذاريد . . . » « 1 » .
( 2 ) اين كنگره ، نخستين كنگرهء اسلامى بود كه مسلمين تا آن وقت شناخته بودند ، امام در آن كنگره ، سياست معاويه را محكوم كرد و مسلمين را به انتشار فضايل اهل بيت عليهم السّلام و منتشر ساختن بزرگواريهاى آنان فرا خواند كه نظام حاكم تلاش داشت آنها را از مسلمين پنهان نمايد .
( 3 )
نامهء جعده به امام عليه السّلام
« جعدة بن هبيرة بن ابى وهب » از مخلصترين و دوستدارترين مردم نسبت به امام حسين عليه السّلام بود . شيعيان نزد او جمع شدند و از او به اصرار مىخواستند كه به امام نامه بنويسد تا به منطقهء آنان بيايد و انقلاب خود را بر ضد حكومت معاويه ، اعلام نمايد . جعده ، نامهاى به امام نوشت كه متن آن چنين است :
هامش
( 1 ) سليم بن قيس ، ص 168 .