( 1 ) « اما بعد : شيعيان شما در منطقهء ما ، با جانهايشان به سوى تو روى آوردهاند و هيچ كس را با تو برابر نمىدارند ، آنان نظر برادرت حسن را در مورد جنگ دانسته بودند و تو را به نرمخويى با دوستانت و شدت و صلابت بر دشمنانت ، شناختهاند كه در راه خدا سخت اراده مىباشى ، پس اگر دوست دارى كه اين امر را طلب كنى ، به سوى ما بيا كه ما جانهايمان را براى مرگ در كنار تو ، آماده ساختهايم » .
( 2 )
پاسخ امام عليه السّلام
امام ، قصد نداشت بر معاويه خروج نمايد زيرا حضرت از شكست انقلاب و عدم موفقيت آن باخبر بود ؛ زيرا معاويه با وسايل ديپلماتيك و نظامى ، حتما آن را نابود مىكرد و آن را از حالت اسلامى به صورت جنبشى نامشروع دگرگون مىساخت و انجامدهندگان آن را متمرد و ياغى بر ضد نظام معرفى مىكرد . امام عليه السّلام بعد از نام خدا و ستايش او ، اين گونه به آنها پاسخ داد :
« اما برادرم ، اميدوارم كه خداوند او را موفق نموده و تأييد كرده باشد و اما من : امروز چنين تصميمى ندارم ، بنابراين شما - كه خداوند رحمتتان فرمايد - آرامش خود را حفظ كنيد و در خانهها در كمين باشيد و از ظن و گمان ، خود را محافظت نماييد مادام كه معاويه زنده است ، پس اگر خداوند برايش حادثهاى پيش بياورد و من زنده باشم ، نظرم را براى شما مىنويسم و السلام . . . » « 1 » .
( 3 ) امام عليه السّلام شيعيان خود را به صبر و خوددارى از مخالفت دستور داد و اينكه از ترس قدرت معاويه بر آنها ، در خانههاى خود بمانند . كه معاويه ، بىگناه را
هامش
( 1 ) الاخبار الطوال ، ص 221 - 222 . انساب الاشراف ، 3 / 366 .