تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
و مصيبتهايى كه معاويه بر آنها وارد ساخته و اقدامات شديدى كه در پنهان كردن فضايل آنان به كار برده و مخفى كردن آنچه از پيامبر بزرگ در حق آنان رسيده است ، به ايراد سخن پرداخت و از حاضران در آن كنگره خواست تا اين امر را در ميان مردم منتشر سازند . متن سخنان آن حضرت به روايت « سليم بن قيس » چنين است : ( 1 ) يك سال قبل از مرگ معاويه ، حضرت حسين بن على عليه السّلام ، عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن جعفر به حج رفتند ، و حضرت حسين عليه السّلام ، افراد خاندان بنى هاشم و زنان و غلامانشان و كسانى را كه از انصار به حج رفته بودند و حضرت حسين و اهل بيتش ، آنها را مىشناختند جمع كرد . سپس آن حضرت فرستادگانى را فرستاد و به آنها گفت : كسى از حاجيان امسال ، از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كه معروف به درستى و تقوا هستند ، مگذاريد مگر اينكه نزد من جمع كنيد . بيش از هفتصد نفر در زير سايبانى فراهم آمدند كه بيشتر آنان از تابعين و حدود دويست نفر از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند . آنگاه آن حضرت در ميان آنان به سخنرانى پرداخت و خداوند را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود : ( 2 ) « اما بعد : اين طاغوت ( معاويه ) با ما و شيعيان ما آنچه را ديديد ، دانستيد و مشاهده كرديد ، عمل كرده است ، من مىخواهم از شما مطلبى بپرسم كه اگر راست گفته باشم ، مرا تصديق نماييد و اگر دروغ بگويم ، مرا تكذيب كنيد . سخنم را گوش فرا دهيد و گفته‌ام را بنويسيد و سپس به شهرها و قبايلتان برگرديد و هر كس از مردم را كه به او اطمينان و بر او اعتماد داشتيد ، به آنچه از حق ما مىدانيد ، فرا خوانيد ؛ زيرا از آن بيم دارم كه اين امر از بين برود و نابود گردد كه خداوند نورش را پايدار مىدارد هر چند كافران نپسندند » . ( 3 ) آنگاه آن حضرت ، چيزى را كه خداوند در حق آنان در قرآن نازل كرده