قتل برساند و نيز نشان مىدهد كه زياد ، آن نيكوكاران را پس از كشتن ، قطعه قطعهقطعه نمود ، تا انتقام خود از آنان به خاطر دوستيشان نسبت به عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بگيرد .
( 1 )
6 - جويريه عبدى
از شيعيان نامدار امام ، « جويرية بن مسهر عبدى » بود ، در جريان گرفتارى بزرگى كه شيعيان در روزگار فرزند سميه بدان دچار گشته بودند ، به دنبال وى فرستاد و دستور داد تا دست و پايش را قطع كنند و او را بالاى تنهء نخل كوتاهى ، به دار آويزند « 1 » .
( 2 )
7 - صيفى بن فسيل
از قهرمانان عقيدهء اسلامى ، « صيفى بن فسيل » است كه برجستهترين نمونههاى ايمان را ارائه داد ؛ زيرا از وى نزد زياد طاغى ، سخنچينى شده بود .
هنگامى كه او را آوردند بر او بانگ زد : اى دشمن خدا ! دربارهء ابو تراب چه مىگويى ؟
- من ابو تراب را نمىشناسم « 2 » .
- تو چه خوب او را مىشناسى ، آيا على بن أبي طالب را نمىشناسى ؟ !
هامش
( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 2 / 290 - 291 .
( 2 ) امويان با اين كنيه ، امام را به عنوان يك راهزن معرفى مىكردند . اين مطلب در تاريخ سياسى دولت عربى 2 / 75 آمده است و نيز در الاغانى 13 / 168 آمده : زياد شيعيان را تحقير مىنمود و آنان را « ترابيها » مىناميد ( طبرى ، تاريخ 5 / 277 ) .