گرديد و براى خود ، صومعهاى ساخت تا در آن به عبادت بپردازد ، جمعى از نيكان شيعه نيز به وى پيوستند .
فرزند سميه دستور داد آنان را نزد وى بياورند ، هنگامى كه حاضر شدند ، به كشتن آنان فرمان داد و آنان مظلومانه كشته شدند « 1 » .
فاجعهء « عبد اللّه » همچون فاجعهء « حجر بن عدى » بود ؛ زيرا هر دوى آنها مظلومانه و بىگناه كشته شدند جز اينكه دوستى عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را داشتند .
( 1 )
اعتراض امام حسين عليه السّلام
امام حسين به شدت از خبر كشته شدن حضرمى و ياران نيكوكارش ، اندوهگين گرديد و با فرستادن يادداشتى ، بر معاويه اعتراض نمود . در آن يادداشت آمده بود : « آيا تو قاتل حضرمى نبودهاى كه زياد به تو نوشته بود وى بر دين على عليه السّلام است و تو به وى نوشتى : هر كس را بر دين على باشد ، به قتل برسان . و زياد آنها را كشت و به دستور تو آنان را تكّهتكّه نمود . در حالى كه دين على ، همان دين عموزادهاش صلّى اللّه عليه و آله مىباشد كه تو را در اين جايگاهى كه در آن هستى نشانده است و اگر او نمىبود ، شرافت تو و پدرانت ، تحمل سختى دو مسافرت مىبود ، سفر زمستان و سفر تابستان » « 2 » .
( 2 ) اين يادداشت به وضوح نشان مىدهد معاويه ، به زياد دستور داده بود تا هر كس را كه بر دين على عليه السّلام باشد ، - كه همان دين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىباشد - به
هامش
( 1 ) علل الشرائع ، ص 212 و 216 . بحار الأنوار 44 / 3 و 9 .
( 2 ) بحار الأنوار 44 / 213 .