( 1 )
4 - اوفى بن حصين
« اوفى بن حصين » از نيكان شيعه در كوفه و يكى از نامداران برجستهء آنان بود . وى از سرسختترين معترضان بر معاويه بود كه زشتكاريها و جنايات او را ميان مردم منتشر مىساخت ، و هنگامى كه فرزند سميّه از او باخبر شد ، به مأمورانش دستور داد او را دستگير كنند . همينكه « اوفى » از اين امر مطلع شد ، پنهان گرديد ، يك روز كه زياد از مردم سان مىديد ، اوفى بر او گذشت ، او نسبت به وى مشكوك شد و دربارهاش پرسيد . نام او را به وى گفتند ، او دستور احضارش را صادر كرد .
وقتى نزدش حاضر شد ، دربارهء سياستش از وى پرسيد ، او از آن انتقاد كرد و اعتراض نمود . زياد به قتل وى فرمان داد و جلّادان با شمشيرهايشان بر او ريختند و او را جسدى بىجان بر زمين افكندند . « 1 »
( 2 )
5 - حضرمى و يارانش
« عبد اللّه حضرمى » از دوستان امام امير المؤمنين عليه السّلام و از شيعيان خالص آن حضرت و نيز از افراد دژبان سپاه بود كه امام در روز جمل به وى گفته بود : « اى عبد اللّه ! تو را مژده باد كه تو و پدرت از شرطة الخميس ( دژبان سپاه ) هستى ؛ زيرا رسول خدا مرا از نام تو و نام پدرت در شرطة الخميس با خبر ساخته بود » « 2 » .
هنگامى كه امام به شهادت رسيد ، حضرمى بر آن حضرت بسيار متأسف
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 3 / 462 ، طبرى ، تاريخ 5 / 235 - 236 .
( 2 ) اختيار معرفة الرجال 6 / حديث 10 . الاختصاص ، ص 7 . بحار الأنوار 42 / 151 ، حديث 18 .