مىگذرند . . . » .
معاويه به خشم آمد و گريزى به سوى عثمان زد شايد كه وى او را به بدى ياد كند و آنگاه خونش را حلال بداند ، پس به او گفت : درباره عثمان چه مىگويى ؟
وى نظر خود را در مورد عثمان گفت كه معاويه به خشم آمد و بر او بانگ زد : خودت را كشتى .
- « بلكه تو را كشتهام ، آيا از ربيعه كسى موجود نيست » .
( 1 ) « عبد الرحمن » گمان كرد كه خاندانش به حمايت و رهايى او خواهند شتافت ولى هيچيك از آنان به سوى او نيامدند و هنگامى كه معاويه از آنها ايمن گشت ، او را نزد زياد طاغى فرستاد و به قتل وى فرمان داد . زياد ، نيز او را به « قس الناطف « 1 » » فرستاد و او را زنده به گور ساخت « 2 » .
( 2 ) اين قهرمان عظيم ، پرچم حق را برافراشت و تيشهء ويرانى قلعههاى ظلم و جور را به دست گرفت و در راه دفاع از مقدسترين امر اسلامى ، به شهادت رسيد .
اينان ، برخى شهيدان از ميان نامداران شيعه هستند كه مشعل آزادى را به دست گرفتند و راه را براى انقلابيون ديگرى كه شكوه حكومت اموى را درهم شكستند و براى نابودىاش كوشيدند ، روشن نمودند .
( 3 )
بزرگان شيعه كه رنج و وحشت را تحمل كردند
معاويه ، گروه بزرگى از شخصيتهاى برجسته و بزرگان شيعه را دچار رعب
هامش
( 1 ) « قس الناطف » محلى است در نزديكى كوفه .
( 2 ) طبرى ، تاريخ 5 / 276 - 277 .