مختلف ) گردانده مىشد . سپس معاويه دستور داد تا آن را نزد همسر عمر و بانو « آمنه بنت شريد » كه در زندان معاويه بود ، ببرند او ناگهان ديد سر شوهرش را در دامنش گذاشتهاند ، پريشان گشت و نزديك بود بميرد . پس از آن او را از زندان نزد معاويه بردند ، ميان وى و معاويه گفتگويى به ميان آمد كه دلالت بر فرومايگى معاويه و بىحرمتىاش نسبت به ارزشهاى عرب و اسلام بود يعنى برخورد بزرگوارانه با زن و مؤاخذه نكردن او به گناه شوهرش .
( 1 )
يادداشت امام حسين عليه السّلام
امام حسين عليه السّلام هنگام شنيدن خبر كشته شدن عمرو ، به شدت متأثر گرديد و يادداشتى براى معاويه فرستاد كه در آن ، جنايات وى را بر شمرد و ظلم و ستمى كه امّت در روزگار وى متحمل مىشود را متذكر شد . در آن يادداشت ، در خصوص عمرو آمده بود :
« آيا تو قاتل عمرو بن حمق ، يار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن عبد صالحى كه عبادت او را نحيف ساخته ، بدنش رنجور گشته و رنگش زرد شده بود ، نيستى ، بعد از آنكه به او امان داده و از عهد و پيمانهاى خدا آن قدر به وى گفته بودى كه اگر به پرندهاى مىگفتى ، از بالاى كوه به نزد تو فرود مىآمد ، سپس او را با گستاخى بر پروردگار و ناچيز شمردن آن پيمان ، به قتل رساندى . . . » « 1 » .
معاويه ، به عهد و پيمانى كه پس از صلح با اين صحابى جليل القدر ، بسته بود كه به وى آسيب و گزندى نرساند ، بىوفايى كرد .
هامش
( 1 ) حياة الامام حسن عليه السّلام 2 / 382 . اختيار معرفة الرجال ، ص 47 ، حديث 97 .