تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
خود قرار دادند و آن را به مزرعه‌اى همگانى براى خود ، عمّال و پيروانشان تبديل كرده بودند ، درهم شكست . . . حجر ، مرگ را ناچيز شمرد و زندگى را به تمسخر گرفت و از شهادت در راه عقيده ، لذت برده ، يكى از پايه‌گذاران مذهب اهل بيت عليهم السّلام گرديد . حجر ، به رنجشى بسيار سخت گرفتار شد آنگاه كه مىديد نظام حاكم ، دشنام به امير المؤمنين عليه السّلام را آشكارا اعلام مىكند و مردم را به برائت از آن حضرت ، مجبور مىسازد ، پس زبان به اعتراض گشود و آشكارا به حاكمان كوفه پاسخ گفت . ( 1 ) زياد بن أبيه ، خونش را مباح اعلام نموده ، او را دستگير ساخت و همراه با گروهى از برادرانش ، به اسارت نزد معاويه فرستاد . آنان را در « مرج عذراء » متوقف ساختند تا اينكه فرمان اعدام آنها از دمشق صادر شد ، جلّادان حكم اعدام را در مورد آنان اجرا نمودند و بدنهايشان ، آغشته به خون شهادت و كرامت ، بر زمين افتاد تا براى مردم ، راه زندگى برتر بدون ظلم و طغيان را روشن نمايند . ( 2 )

يادداشت امام حسين عليه السّلام

حضرت حسين عليه السّلام از دريافت خبر كشته شدن حجر ، بسيار پريشان گشت و يادداشت شديد اللحنى براى معاويه فرستاد و در آن ، جرايم و بدعتهايش را بر شمرد كه از جمله آنها كشتن حجر و ياران درستكار وى مىباشد . در آن يادداشت آمده بود : « آيا تو قاتل حجر ، برادر كنده و نمازگزاران پارسايى كه ظلم را