تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
- و نشنيده بودم او را كه قبل يا بعد از آن از عكرمه حديث بگويد - و هنگامى كه از بيمارىاش بهبودى يافت ، بر آنچه به من حديث گفته بود ، پشيمان گشت و گفت : « اى يمانى ! اين حديث را پنهان دار و آن را به نام من بيان مكن ؛ زيرا اينها ( بنى اميه ) هيچ كس را در تعريف از على و ياد كردن او نمىبخشند » . معمر گفت : « پس چرا تو همراه آنان ، على را ناسزا گفتى در حالى كه شنيده‌اى آنچه را شنيده‌اى ؟ . . . » . ( 1 ) « زهرى » گفت : « بس است ديگر ، آنها ما را در كارهاى مهمشان شريك ساختند و ما در هواهايشان از آنها پيروى كرديم . . . » « 1 » . مسلمانان در مودتشان نسبت به امام ، به سختى گرفتار شدند و در آن مورد ، بسيار پرهيز نمودند . « شعبى » مىگويد : « از على چه ديده‌ايم كه اگر او را دوست بداريم ، دنياى ما از بين مىرود و اگر او را دشمن بداريم ؛ دينمان از بين خواهد رفت » . « شاعر » مىگويد :
حبّ على كله ضرب ير * جف من تذكاره القلب
« دوستى على همه‌اش كتك مىباشد كه از ياد آن ، قلب به لرزه مىافتد » . اينها بعضى از گرفتاريهاى مسلمين در مودت آنان نسبت به اهل بيت عليهم السّلام است كه بخشى از دينشان مىباشد . ( 2 )

برخورد با شيعيان

در روزگار معاويه ، شيعيان در همهء مناطق به طور رسمى مورد ستم واقع
هامش
( 1 ) ابن مغازلى ، مناقب 141 - 142 ، حديث 186 .