( 1 )
اعتراض امام حسين عليه السّلام
امام حسين عليه السّلام در مورد ملحق ساختن زياد كه مخالفتى با فرمودهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىباشد ، بر معاويه اعتراض نمود و يادداشتى براى وى فرستاد كه متضمن حوادث عظيمى بود كه معاويه مرتكب آنها گشته بود . در آن يادداشت ، چنين آمده است : « آيا تو ادعا نكردهاى كه زياد فرزند سميه كه بر فراش عبيد ثقيف به دنيا آمده بود ، فرزند پدر تو است در حالى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « فرزند به پدر ملحق مىشود و زناكار را سنگ بايد داد » ، تو سنت رسول خدا را عمدا ترك كرده و از هواى خود بدون هدايتى از خداوند ، پيروى كردهاى ؟ » .
اين عمل معاويه موجى از خشم و ناخوشايندى نزد نيكان و پايبندان به دين ، به وجود آورد كه ما شرح اين مطلب را در كتاب خودمان « زندگانى امام حسن عليه السّلام » بيان كردهايم .
( 2 )
كينهتوزى معاويه نسبت به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
معاويه ، نسبت به پيامبر عليه السّلام كينهتوز بود به طورى كه در روزگار خلافتش ، چهل جمعه را بدون اينكه بر آن حضرت صلوات بفرستد ، به سر آورد ، بعضى از يارانش علت را پرسيدند ، او گفت : « چيزى مرا از ياد او بازنمىدارد مگر اينكه بعضى از افراد ، احساس بزرگى مىكنند ! » « 1 » .
( 1 ) وقتى از مؤذن شنيد كه مىگفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه و ان محمّدا رسول اللّه » ، نتوانست ساكت بماند و گفت : « خداوند پدرشان را داشته باشد اى فرزند
هامش
( 1 ) النصائح الكافية ص 116 .