تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
مىگويند : وقتى وى به پيروزى دست يافت ، به او گفته شد : چرا در مدينه اقامت نمىگزينى كه آن شهر هجرت است و خبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آنجا قرار دارد ؟ گفت : در آن صورت گمراه مىشوم و از رستگاران نخواهم بود « 1 » . ( 1 ) همهء بنى اميه در اين مورد از معاويه پيروى كردند ؛ مثلا « يحيى بن حكم » به « عبد اللّه بن جعفر » گفته بود : خبيثه ( يعنى شهر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) را چگونه رها كردى ؟ ! فرزند جعفر بر او اعتراض كرد و فرياد كشيد : « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را طيّبه نام نهاد و تو آن را خبيثه مىنامى . شما در دنيا مختلف گشته و در آخرت نيز مختلف خواهيد گشت . . . » . يحيى گفت : « به خدا ! اگر بميرم و در سرزمين مقدس شام دفن شوم ، نزد من از اينكه در مدينه دفن شوم ، دوست‌داشتنىتر است ؟ » . پسر جعفر به وى گفت : « مجاورت يهود و نصارا را بر مجاورت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مهاجران ، ترجيح داده‌اى » « 2 » . ( 2 )

ملحق نمودن نسب زياد

از نمونه‌هاى سبك شمردن ارزشهاى اسلامى به دست معاويه ، ملحق كردن « زياد بن عبيد رومى » به نسب خود ، بدون بيّنهء شرعى بود كه تنها به گواهى « ابو مريم » شراب‌فروش ، اكتفا كرد چيزى كه نسب شرعى را ثابت نمىكند و با اين عمل ، بر خلاف فرمودهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عمل كرده است كه فرمود : « الولد
هامش
( 1 ) قاضى نعمان مصرى ، المناقب و المثالب ، ص 70 . ( 2 ) انساب الاشراف ، ج 1 ، ق 1 .