تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
« آن را با عطر اماويه و كافور وقار خوشبو كرده‌اند » . « كه مطمئن شده‌ام من براى رفتن به آتش برانگيخته نمىشوم » . « من مردم را پرورش مىدهم تا به دين الاغ درآيند » . « و بگذاريد آنكه بهشت را مىطلبد براى تباهى بكوشد » . ( 1 ) بسيارى از واليان بنى اميه ، همين تفكر الحادى را داشتند ؛ مثلا « حجاج » ، خطاب به خداوند ، در برابر گروههاى فراوانى از مردم مىگفت : « آيا پيامبر تو برتر است يا خليفه تو » . يعنى عبد الملك از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله برتر است ! ! « 1 » وى همچنين بر كسانى كه قبر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را زيارت مىكردند ، اعتراض مىكرد و مىگفت : « واى بر آنها كه دور چوبها و جسد از بين رفته‌اى مىگردند ، چرا دور كاخ امير المؤمنين عبد الملك طواف نمىكنند ؟ مگر نمىدانند كه خليفهء هر كسى از پيامبرش بهتر است ؟ » « 2 » . بدين گونه است كه دستگاه حكومت اموى در همهء دورانهايش ، نسبت به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله بىحرمتى مىكرد و رسالت آن حضرت را مورد هتك حرمت قرار مىداد . ( 2 )

دگرگون ساختن واقعيتهاى اسلامى

معاويه ، به تغيير واقعيت درخشان اسلام كه حركتهاى جهادى و جنبشهاى سرنوشت‌ساز را براى همه ملتها پايه‌گذارى كرد ، همت گماشت و مسلمين را واداشت كه بر ستم ستمكار و گرفتارى ستمديده ، اعتراض نكنند اين شعار صحابى بزرگ ، « ابو ذر غفارى » بود ، آنكه اسلام را واقعا فهميد و پرچم مبارزه در
هامش
( 1 ) مقريزى ، النزاع و التخاصم ، ص 43 . ( 2 ) شرح نهج البلاغه 15 / 242 .