وى بربط را حقير شمرد و آن را طنبور ناميد « 1 » ! ( 1 ) راه و رسم امويان در همهء دورانهايشان ، ادامهء راه و رسم معاويه بود كه لهو و لعب و بىبندوبارى را در همهء مناطق گسترده ساخت تا اصالت امّت را نابود سازد و بينش دينى و اجتماعىاش را از ميان بردارد .
( 2 )
گسترش بىبندوبارى در حرمين
معاويه ، در گسترش فحشا و بىبندوبارى در حرمين تعمد داشت تا قداست آنها را نابود سازد و جايگاه اجتماعيشان در دل مسلمين را از بين ببرد .
( 3 ) « علائلى » مىگويد : « امويان بىبندوبارى را در مكه و مدينه تا حد جايز شمردن ارتكاب معاصى ، تشويق نمودند ؛ زيرا گروهى از شاعران و مخنثان را - كه « عمر بن ابى ربيعه » در ميان آنان بود - به مزدورى گرفتند تا دو پايتخت مكه و مدينه را با چهرهاى ناشايست معرفى كنند به طورى كه شايستهء رهبرى دينى نباشند » .
« اصمعى » گفته است : « وارد مدينه شدم ولى جز مخنثان را نديدم و مردى كه داستان و لطيفه مىگفت » « 2 » .
( 4 ) مجالس ساز و آواز در مدينه فراوان گشت و والى نيز در آنها حاضر مىشد و مشاركت مىنمود ، بدين ترتيب ، روح اخلاق ، در هم شكسته شد و مردم از ارزشهاى والايى كه اسلام آورده بود ، روى گردان گشتند .
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 7 / 203 - 204 .
( 2 ) سمو المعنى فى سموّ الذات ، ص 30 .