زينهايى به طلا آراسته داشتند ، سوار مىشد ، در حالى كه لباسهايى از ابريشم و ديبا بر تن داشت ، در آن هنگام جوان بود و غرور جوانى و آثار آن و مستى قدرت و حكومت در سر داشت ، كتابهاى سيره دربارهء او نوشتهاند كه وى در زمان عثمان در شام ، شراب مىنوشيد . . .
( 1 ) همچنين در اينكه وى آواز مىشنيد و از آن طرب مىكرد و براى آن صله مىداد نيز جاى خلاف نيست و پسرش يزيد از او اثر گرفت و پيوسته ميگسارى مىكرد و بسيار بىبندوبار و لجامگسيخته بود كه همه خلفاى اموى از اين شيوه تأثير گرفتند .
( 2 ) جاحظ مىگويد : يزيد ، يعنى پسر معاويه ، هيچگاه بدون مستى شام نمىكرد و بدون خمارى به بامداد نمىرسيد ، عبد الملك بن مروان هر ماه يك بار مست مىشد و ديگر نمىدانست كه در آسمان است و يا در آب . . . وليد بن عبد الملك يك روز در ميان ، شراب مىنوشيد و سليمان بن عبد الملك در هر سه شب ، يك شب را به شراب اختصاص مىداد . هشام ، هر شب جمعه شراب مىنوشيد و يزيد بن وليد و وليد بن يزيد پيوسته به لهو و لعب و ميگسارى مىپرداختند . اما يزيد بن وليد ، تمام وقت او ميان دو حالت مستى و خمارى مىگذشت و هيچگاه بدون يكى از اين دو حالت يافت نمىشد و مروان بن محمد ، هر شب سه شنبه و شب شنبه شراب مىنوشيد » « 1 » .
( 3 ) در سال 119 ه . هشام بن عبد الملك ، وليد را امير الحاج كرد . وى سگهايى را درون صندوقهايى برد كه يكى از آن صندوقهاى حامل سگ ، بر زمين افتاد . . . وى همچنين گنبدى را حمل مىكرد كه به اندازهء خانهء كعبه درست كرده
هامش
( 1 ) التاج فى اخلاق الملوك ، ص 258 - 259 .