تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
بود تا آن را بر روى كعبه قرار دهد و نيز همراه خود شراب برده بود . وى مىخواست كه آن گنبد را بالاى كعبه بگذارد و در درون آن بنشيند ولى همراهانش او را ترساندند و گفتند : ما از دست مردم بر تو و بر خودمان ايمن نيستيم ، آنگاه وى از اين كار صرف نظر نمود « 1 » . ( 1 ) هنگام خلافت وليد بن يزيد ، « على بن عباس » بر او وارد شد در حالى كه « ابن شراعه » را از كوفه آورده بودند ، وى بىمقدمه به او گفت : « به خدا ! به دنبال تو نفرستاده‌ام تا از تو درباره كتاب خدا و سنّت رسولش بپرسم . . . » ابن شراعه خنديد و گفت : اگر تو دربارهء آنها از من مىپرسيدى ، مرا الاغ مىيافتى . - من دنبال تو فرستاده‌ام تا از تو دربارهء قهوه ( يعنى شراب ) بپرسم ، براى من از شراب بگو ؟ - امير المؤمنين هر چه مىخواهد بپرسد . - دربارهء آب چه مىگويى ؟ - از آن چاره نيست و الاغ با من در آن شريك است . ( 2 ) وى همچنين دربارهء نوشيدنيها از او مىپرسيد تا اينكه به شراب رسيد و به او گفت : دربارهء شراب چه مىگويى ؟ - آخ ! آن ، دوست جان من است . - توبه خدا ، دوست جان من هستى « 2 » . وليد ، به عامل خود در كوفه پيغام داد و از او خواست بىبندوبار
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 7 / 209 - 210 . ( 2 ) نهاية الارب 4 / 93 . عقد الفريد 4 / 456 - 457 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 190 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى