تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
به وى اجازه داده شد ، گريه‌كنان داخل گرديد . وليد سبب گريه‌اش را پرسيد ، وى گفت : « تو مرا معطل ساختى در حالى كه مىدانى من و پدرم مروانى مسلك بوده‌ايم » . ( 1 ) وليد ، به عذرخواهى از او پرداخت ولى او همچنان مىگريست و وليد او را آرام مىكرد . آنگاه دستور داد كه بخشش نيكويى در اختيار وى قرار دهند . وقتى خارج شد ، شخصى كه او را مىشناخت به دنبالش رفت و از وى در مورد ادعاى هواخواهيش از آل مروان پرسيد كه چه وقت بوده است ؟ ( 2 ) به او گفت : « همان دشمنى ما نسبت به آل مروان است كه پدرش يسار را در حال مرگ بر آن داشت تا با لعنت كردن مروان بن حكم به خداوند تقرّب جويد و اين همان است كه مادرش را واداشت به جاى تسبيح گفتن براى تقرب به خداوند ، آل مروان را لعنت نمايد . . . » « 1 » . ( 3 ) مورخان نمونه‌هاى فراوانى از اين نيرنگ بازى را نقل كرده‌اند كه در آن روزگاران ، شايع بود و بدون شك از بازمانده‌هاى سياست اموى است كه نسل خود را بر پا در هوايى و انحراف از حق ، پرورش داده بود . ( 4 )

گستاخى و بىبندوبارى

معاويه ، به گستاخى و بىبندوبارى ، معروف بود . « ابن ابى الحديد » مىگويد : « معاويه در زمان عثمان ، بسيار بىبندوبار و معروف به هر زشتكارى بود . وى در روزگار عمر ، اندكى از ترس وى پنهانكارى مىكرد ، ولى جامه‌هاى حرير و ديبا مىپوشيد و در ظرفهاى طلا و نقره مىنوشيد و بر قاطرهايى كه
هامش
( 1 ) الاغانى 4 / 410 .