( 1 )
2 - نسبت دادن كفر به امام حسن عليه السّلام
آن لشكر ، در دين و عقيده نيز بيمار گشت به طورى كه نوهء پيغمبرشان و ريحانهء او را به كفر و خروج از دين متهم كردند ؛ چنانچه « جراح بن سنان » در برابر آن حضرت ايستاد و با فرياد گفت : « اى حسن ! شرك ورزيدى همان گونه كه پدرت شرك ورزيد ! . . . » « 1 » .
اين نظر همهء خوارج بود كه اكثريت مطلق را در آن سپاه تشكيل مىدادند .
( 2 )
3 - خيانت بزرگ
خيانت بزرگى كه بعضى از سران آن لشكر مرتكب شدند ، اين بود كه آنان به معاويه نامه نوشتند و براى وى ضامن شدند كه هر وقت بخواهد و اراده كند ، امام را به صورت اسير ، تحويل دهند ! يا آن حضرت را ترور كنند « 2 » . و اين امر ، امام را بسيار نگران كرد كه مبادا اسير گردد و به معاويه تحويل داده شود و معاويه بر او منّت گذارد و اين مسأله به عنوان منّتى براى بنى اميّه نسبت به خاندان نبوى به ثبت رسد ، آن گونه كه آن حضرت پس از صلح در اين باره سخن مىگفته است .
( 3 )
4 - غارت كردن وسايل و اثاثيهء امام حسن عليه السّلام
فرومايگان اهل كوفه دست به غارت وسايل و لوازم زندگى امام زدند و گليمى را كه بر آن نشسته بود ، ربودند همان گونه كه رداى آن حضرت را از او گرفتند « 3 » .
اينها بعضى از حوادث سهمگينى بود كه آن لشكر خيانتپيشهء مكّار ، بدانها دست يازيده بود .
هامش
( 1 ) همان 20 / 105 .
( 2 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 2 / 204 .
( 3 ) يعقوبى ، تاريخ ، 2 / 214 .