( 1 )
عدى بن حاتم و امام حسين عليه السّلام
هنگامى كه صلح ، انجام يافت ، « عدى بن حاتم » به همراه « عبيدة بن عمر » ، نزد امام حسين شتافت و در حالى كه قلبش به آتش مىسوخت ، امام را به آغاز جنگ فرا خواند و گفت : « يا ابا عبد اللّه ! آيا شما خوارى را با عزّت خريده و اندك را پذيرفته و از فراوان چشم پوشيدهايد . امروز از ما اطاعت كن و همهء روزگار را با ما مخالف باش . حسن را با آنچه از اين صلح ديده است واگذار و شيعيان خود از اهل كوفه و ديگران را جمع كن . من و دوستم را عهدهدار اين طليعه قرار ده كه فرزند هند به خود نخواهد آمد ، مگر اينكه ما با شمشيرهايمان بر سر او زده باشيم » .
حضرت حسين عليه السّلام فرمود : « ما پذيرفتيم و پيمان بستيم راهى براى پيمانشكنىمان وجود ندارد » « 1 » .
( 2 ) اگر امام حسين عليه السّلام ، راهى براى چيره شدن بر حوادث مىيافت ، دست به جنگ مىزد و با معاويه به نبرد مىپرداخت . اما همهء راهها به روى او و برادرش بسته شده بود و ملاحظه كردند كه راهى جز صلح ، برايشان نمانده است .
( 3 )
دگرگونى خلافت
خلافت اسلامى ، از واقعيت اصيل و مفاهيم سازندهء آن به سلطنتى جابرانه تغيير شكل داد كه در آن سايهاى براى عدالت وجود نداشت و شبحى براى حق در آن نبود .
هامش
( 1 ) الاخبار الطوال ، ص 220 .