و هراس را در دل شهروندان وارد مىساخت . امام قادر نبود كه امنيّت را حفظ كند و مردم را از تجاوز ، محافظت نمايد ؛ چون سپاهيانش دست از اطاعت برداشته و عصيان و تمرّد را اعلام نموده بودند ، آن حضرت هيچگونه نفوذ يا تسلّطى بر آنان نداشته است .
( 1 ) از جملهء محنتهاى جانكاهى كه امام بدانها دچار گرديد ، « فتنه خوارج » بود ؛ زيرا آن حضرت ، آنان را در نهروان از پاى در نياورد ، بلكه تنها جماعتى از آنان را نابود كرد ولى بيشتر آنها باقى ماندند و همراه آن حضرت ، زندگى مىكردند و منتظر فرصت بر عليه وى بوده ، دلهاى مردم را از آن حضرت دور مىساختند ؛ چون از ستم وى ، خود را در امان مىديدند و يقين داشتند كه وى به آنها تعدّى نخواهد كرد و آنان را به كيفر نخواهد رساند .
( 2 ) آنان به عدالت وى طمع برده و نرمخويى او آنها را فريفته بود ، بنابراين ، آشكارا از آن حضرت انتقاد كرده و ايراد مىگرفتند . يكى از آنها خطبه آن حضرت را قطع كرده ، قرآن تلاوت مىكرد :
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 » .
« اگر شرك بورزى ، عملت باطل مىشود و از زيانكاران خواهى بود » .
امام با آيهء ديگر پاسخش داد كه :
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
.
« صبر كن ، وعدهء خداوند حق است و آنان كه ايمان ندارند ، تو را سبكسر نسازند » .
( 3 ) « خريت بن راشد سامى » همراه با سى نفر از يارانش نزد آن حضرت آمد
هامش
( 1 ) زمر / 65 .