تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
« خداوندا ! من از آنان ، آنچه را كه در آن است ، درخواست نمودم و آنها آن را از من مانع شدند . خداوندا ! من از آنان بيزار شده و آنان از من بيزار گشته‌اند ، آنها را دوست ندارم و آنها مرا دوست ندارند ، آنان مرا به چيزى غير از خلق و خويم و اخلاقى كه از من شناخته نشده بود واداشته‌اند ، پس مرا بهتر از آنان عطا كن و به آنها بدتر از مرا نصيب فرما و دلهايشان را همچون آب شدن نمك ، نابود ساز . . . » « 1 » . ( 1 ) خداوند ، دعاى ولىّ بزرگش را اجابت فرمود و اندكى بعد ، آن حضرت را به جايگاه قدس ، همراه پيامبران و صديقان منتقل فرمود و او را از آن اجتماعى كه حق را دوست نداشت و از عدالت بيزار بود ، آسوده گردانيد ، در حالى كه پليدان بشريّت را بر آنها مسلّط گردانيد . آنان در ستم و خواريشان مىكوشيدند و بىگناه را به گناه خطاكار مىگرفتند و روىآورنده را به گناه روى برگردانده گرفتار مىساختند و به گمان و تهمت مىكشتند ، آنگاه بود كه آن قوم ، بيدار كشتند و به شدت از گناهانى كه نسبت به امام مرتكب شدند و تقصير و كوتاهى خود در نافرمانى و عدم همكارى و يارى با آن حضرت ، پشيمان گشتند . ( 2 ) اينها بعضى از پس‌مانده‌هاى آن جنگهاست كه امام به سبب آنها به گرفتاريهايى بسيار مشقّت بار و جانكاه دچار شد كه نه تنها آن حضرت بلكه جهان اسلام به طور كامل بدانها گرفتار گشت ؛ زيرا مشكلات و مصيبتهاى عظيمى را براى مسلمين به بار آورد و آنها را در شرّى بزرگ ، غوطه‌ور ساخت . امام حسين عليه السّلام با همهء اين حوادث سهمگينى كه بر پدرش جارى گشت ، همراه بود و حقيقت آنها را مىدانست و براى آن حضرت ، روشن شده بود كه آن
هامش
( 1 ) همان 3 / 156 .