تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و گفت : اى على ! به خدا قسم ! از تو اطاعت نمىكنم و پشت سر تو نماز نمىگزارم و فردا از نزد تو مىروم ! ! امام نسبت به وى ملاطفت فرمود و با او به استدلال پرداخت و او را به حال خود آزاد گذاشته ، به زندان نيفكند ، بلكه راه را براى او بازگذاشت و آن مرد به سوى قوم خود ( بنى ناجيه ) رفت و آنان را از آنچه ميان وى و امام گذشته بود ، با خبر ساخت ، سپس شبانه به قصد جنگ خارج شد ، حوادث فراوانى در شورش خريت و تمرّد او روى داد كه مورخان آنها را به تفصيل آورده‌اند . ( 1 ) به هر حال ، مسئوليت بزرگ ، در بسيارى از حوادث هولناكى كه بر جهان اسلام روى داد ، بر عهدهء خوارج قرار مىگيرد ؛ زيرا آنان سرنوشت امّت را در حسّاس‌ترين دوره‌هاى مهم تاريخىاش به نابودى كشاندند ، آنجا كه پيروزى براى امام مسلّم گشت و معاويه با شكست و ناكامى دست به گريبان بود به طورى كه از زندگى او جز اندك زمانى باقى نمانده بود كه فرمانده نيروهاى مسلّح در سپاه امام ، مالك اشتر ، آن را به دوشيدن يك ميش يا به تاخت يك اسب ، تخمين زده بود ، اما آنان ، آن پيروزى بزرگ را نابود كردند و امام را به قبول حكميّت ناگزير ساختند . ( 2 )

دعاى امام عليه السّلام بر خويشتن

امام را امواجى هولناك و سهمگين از حوادث و بحرانها در بر گرفت ؛ زيرا مشاهده مىفرمود كه باطل معاويه ، قوى گشته و وضعيّت وى سرانجام يافته بود و خود را در شهر كوفه در حالى مىديد كه گرگان عرب - آنها كه عدالتش را نمىپسنديدند و از مساواتش ناخشنود بودند - او را احاطه كرده‌اند و سخت
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 125 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى