نداد . سپس حضرت فرمود : « به خدا قسم ! دوست دارم كه به جاى هر ده نفر از شما ، يك نفر از اهل شام را مىداشتم و شما را همچون صرافى نمودن طلا ، صرف مىنمودم . دوست دارم كه با بصيرتم ، با آنان روبهرو شوم و خداوند مرا از رنج بردن و مدارا كردن با شما آسوده گرداند » .
( 1 ) پس از آن ، امام ، به تنهايى به سوى « غريين » حركت كرد تا با اين تجاوز مقابله نمايد كه « عبد اللّه بن جعفر » با مركبى به وى پيوست و آن حضرت بر آن سوار گشت .
( 2 ) هنگامى كه مردم اين وضع را ديدند ، بعضى از آنان به سوى آن حضرت شتافتند . حضرت عليه السّلام « حجر بن عدى » را با چهار هزار نفر به جنگ ضحاك فرستاد كه در طلب وى حركت كرد اما به او نرسيد و مراجعت نمود « 1 » .
يورشهاى معاويه به عراق همچنان پىدرپى صورت مىگرفت بدون اينكه با مقاومت قابل توجهى روبهرو شود . معاويه به سبب سستى ياران امام ، به فتح و پيروزى ، يقين حاصل كرد .
( 3 )
يورش به حجاز و يمن
معاويه ، « بسر بن ابى ارطاة » را با سه هزار نفر براى يورش به « حجاز و يمن » فرستاد . او به طرف يثرب حركت كرد ولى هيچ مقاومتى از سوى مردم آنجا نديد ، پس بالاى منبر رفت و با صداى بلند ، براى عثمان سوگوارى كرد و رعب و وحشت را در دل مردم افكند .
( 4 ) وى از مردم يثرب براى معاويه بيعت گرفت ، سپس به طرف يمن حركت
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 3 / 197 - 198 .