گاه لفظ به دلالت عقلى بر معنايش دلالت دارد كه در دلالت تضمنّى است كه خود مقصود است . مثلا لفظ « اسب » بر حيوان بودن دلالت دارد ، چون هميشه دربردارندهء اين معناست ؛ يا لفظ « خانه » . پس دو لفظ اسب و خانه دو حقيقتاند كه دربردارندهء حيوان بودن يا سقف داشتن هستند و دلالت آن دو از جهت تضمّن است . « 1 »
در دلالت التزامى ، لفظ از جهت التزام دلالت دارد . مثل دلالت لفظ سقف بر ديوار يا انسان بر خندان . « 2 »
ملاحظه مىشود كه آنها از رجوع به وضع نخستين هم با يك وضع وهمى ديگر رها شدهاند و گرنه در هر بيان اين ثابت و لازمهء آن است و لذا به وضع وهمى به عقل استدلال كردهاند و دليل عقلانى در هر شاخهء علم بيان موجود است .
در تشبيه ، يعنى دلالت بر مشاركت امرى با امرى ديگر در معنا « 3 » ، وجه شبه يافت مىشود كه همان معناى مشتركى است كه دو طرف در آن بهطور واقعى يا خيالى اشتراك دارند . واقعى مثل تشبيه مو به شب در سياهى و خيالى مثل تشبيه رفتار به مشك و اخلاق به عنبر . « 4 » درك هر دو نوع وجه شبه به عقل باز مىگردد و وضع ، دخالتى در آن ندارد . امرى است عقلانى كه مخاطب به عقل خود از مشاركت مشبّه با مشبّهبه در صفتى آن را استنباط مىكند .
مجاز مرسل ، آن است كه رابطهء بين آنچه به كار رفته و آنچه براى آن وضع شده رابطهء غير تشبيه باشد . در اين عبارت : « دستانش نزد من زياد است . » مىبينيم كه كلمهء دست مجازا به عنوان نعمت به كار رفته است و بهطور حقيقى اقتضايى دارد ، چون هر مجازى حقيقتى دارد . اما حقيقت اين تعبير چيست ؟ آيا حقيقت آن اين است كه نعمتش نزد من فراوان است ؟ اگر حقيقت اين است ، پس تعبير مجازى نيست ، چون دو تعبير براى يك معنا وجود ندارد بلكه هر تعبير معنايى دارد .
هامش
( 1 ) همان ، ج 3 ، ص 8 .
( 2 ) الايضاح ، ج 2 ، ص 312 .
( 3 ) همان ، ص 213 .
( 4 ) معجم المصطلاحات البلاغية ، ج 3 ، ص 352 .