نظر آنها به يكى از فنون بيان مثل تشبيه ، مجاز يا كنايه ممكن است .
3 . لفظ و معنا
مسألهء لفظ و معنا يكى از پايههاى سهگانهاى است كه ساختمان بلاغت به آن تكيه كرده و با سه دانش معانى ، بيان و بديع استقرار يافته است .
لفظ از نظر لغوى از « لفظ بالكلام » يعنى « تلفظ كرد » مىباشد . « 1 » چيزى كه آدمى در حكم خود - چه مهمل و چه مستعمل - آن را تلفظ مىكند . « 2 »
معنا هم ، از نظر لغوى ، يعنى « مراد و مقصود » ؛ معناى هركلام يعنى مقصود آن . « 3 »
مفهوم لغوى لفظ يعنى « كلامى كه از دهان خارج مىشود » . بدون ترديد بداهت قصد در لفظ يا معنا را در لفظ ملاحظه مىكنيم ؛ چون اگر قصد موردنظر نباشد ، آنچه كه تلفظ مىشود ، كلام ناميده نمىشود .
اما در اصطلاح ، معانى همان تصويرهاى ذهنىاند كه در برابر آنها الفاظ وضع شدهاند و تصويرهاى حاصل شده در عقل وجود دارند . يعنى بدانجهت معانى ناميده شدهاند كه به وسيلهء لفظ مقصود و مراد هستند . « 4 » طبيعت لفظ و معنا همان تلازم و پيوستگى متقابل بين آن دو است . لفظ تنها به وسيلهء معنا وجود مىيابد و معنا به وسيلهء لفظ . معنا آن تصوير ذهنى است كه لفظ براى آن وضع شده است كه مراد از آن تصوير يا هويّت آن مىباشد .
اگر گفته شود گوينده با اين لفظ قصد اين معنا را كرده است ، مراد آن است كه با ذكر آن لفظ قصد تعريف آن معناى مراد را دارد . « 5 »
اما نكتهاى دربارهء اصطلاح « معنا » كه علىرغم رواج آن تن به تعريف نمىدهد .
گفته شده است « هيچ چيز دشوارتر از تصوّر سادهء بيان معانى واژگان نيست ، بهويژه
هامش
( 1 ) القاموس المحيط ، مادهء « لفظ » .
( 2 ) التعريفات ، ص 108 .
( 3 ) لسان العرب .
( 4 ) التعريفات ، ص 122 .
( 5 ) التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 24 .