در بخشى كه ابن جنّى آن را محافظت اعتقادات دينى توسط نحو مىنامد « 1 » ، آيات و تأويلات ديگرى وجود دارد كه از هدفى كه به آن تكيه نموده خارج نمىشود ؛ و آن اينكه صفات الهى در هر جاى قرآن از باب مجاز است كه به عرف لغوى عرب تكيه دارد . وقتى به كار ابن جنّى اشاره مىكنيم در حقيقت در پى نمونهاى از رويكرد اعتزالى هستيم كه قبل از وى به كار بسته مىشد و ميان دانشمندان رايج بود .
قبل از ابن جنّى جاحظ اشاره كرد كه عرب در انتقال واژگان از معانى اصلى آن به معانى جديد به واسطهء رابطهء بين دو طرف عمل كرده است . مثلا كسى كه جاهليت و اسلام را درك كرده باشد مخضرم ناميده مىشود . « 2 »
قرآن ، كلام خداوند است ، آن را به سنّتهاى عرب در كلام نازل نموده و خود شايستهترين در دخل و تصرّف كلام است . جاحظ مىگويد « وقتى عرب كلامى را از كلامشان و اسمى را از اسمهاىشان مشتق مىگيرند و زبان هم در دستشان از جانب خداوند كه آنان را آفريد و قدرت بخشيد عاريه است ، در نظر همهء ايشان قابل قبول است كه كسى كه اين نعمت را به آنان عاريت نموده ، شايستهتر به اشتقاق است و قابل پيروىتر ؛ او ، همانگونه كه نامها را آغاز نمود ، مىتوانست از هرچه دوست دارد آغاز كند . « 3 »
وى آيات زيادى را حمل بر مجاز نمود ؛ از جمله اين آيه را :
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً ، إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً
. « 4 » مىگويد به آنان گفته مىشود كه اگر با آن مالها شراب بنوشند و لباسهاى زربفت بپوشند و بر مركبها سوار شوند و درهمى را در راه خوزدن هزينه نكنند . . . در ادامه مىگويد همهء اينها مجاز است . « 5 »
2 . بخش دوم ، از انگيزههاى پيدايش دو اصطلاح حقيقت و مجاز . بحث در پيدايش زبان است كه به هيچ رأى ثابتى نرسيده است كه به آن بتوان تكيه كرد .
دانشمندان از قرنها پيش به بىحاصلى جدل در باب پيدايش زبان رسيدهاند . « 6 » فخر
هامش
( 1 ) الخصائص ، ج 3 ، صص 245 - 255 .
( 2 ) الحيوان ، ج 1 ، ص 348 .
( 3 ) همان ، ص 170 .
( 4 ) نساء : 10 .
( 5 ) الحيوان ، ج 1 ، صص 25 - 28 .
( 6 ) المزهر ، ج 1 ، ص 7 .