جايگاه اصليش عبور دادند يا خود از وضع اوليهاش فراتر رفت . « 1 »
مجاز در بلاغت انواعى دارد ؛ مثل مجاز لغوى و مجاز عقلى . « 2 » يا مجاز لغوى و شرعى و عرفى بنا به تقسيم خطيب قزوينى در برابر حقيقت لغوى ، شرعى و عرفى . « 3 »
بيان مجازى نزد عرب چنان گسترده بود كه يكى از ويژگىهاى لازم كلامشان گشت . قرآن كريم هم با توجه به سنّت بيانى آنها به زبان فصيح عربى نازل شد و بخش زيباى آن يعنى مجاز را برگرفت ، چون ظرافت بيانى و توليد معنا با ويژگى حسّى در آن وجود دارد . لذا دربارهء مجاز گفته مىشود كه بخش مهمى از علم بيان يا تمامى علم بيان است ؛ چون در تغيير عبارات به سبك مجارى فايدههاى فراوانى است . « 4 » سيبويه به گستردگى در كلام كه مرادش تعبير و بيان غيرحقيقى است ، اشاره دارد . « 5 » فرّاء آن را « إجازه » مىناميد . « 6 »
كلمهء مجاز عنوان كتابى از ابو عبيده به نام مجاز القرآن گشت اما طبق برداشت وى در برابر حقيقت قرار نمىگيرد بلكه مراد وى شيوههاى بيان و روشهاى مختلف آن مىباشد . « 7 »
ابن قتيبه نيز همين مفهوم را ولى گستردهتر به كار برده است كه شامل استعاره ، تمثيل ، قلب ، تقديم و تأخير ، حذف ، تكرار ، اخفاء و اظهار مىگردد . « 8 » از قرن سوم هجرى در محيط معتزله نيز به تدريج تعريف روشنى يافت . « 9 »
بحث حقيقت و مجاز دو بخش از بخشهاى فرهنگ مسلمانان و عربها را تقويت نمود :
1 . بخش نخست . اصل توحيد ، كه دانشمندان بر آياتى كه خداوند را توصيف حسّى مىكند تكيه كردهاند ، چون در ميان اهل حديث بزرگانى بودهاند كه راه تفسير
هامش
( 1 ) اسرار البلاغة ، ص 365 .
( 2 ) همان ، صص 345 - 376 .
( 3 ) الإيضاح ، ج 2 ، 268 .
( 4 ) المثل السائر ، ج 1 ، ص 105 .
( 5 ) الكتاب ، ج 1 ، ص 53 .
( 6 ) معانى القرآن ، فرّاء ، ج 3 ، صص 270 - 271 .
( 7 ) مجاز القرآن ، ج 1 ، صص 18 و 19 .
( 8 ) تأويل مشكل القرآن ، ص 15 .
( 9 ) الصورة الفنّية ، ص 151 .