معناى اين سخن است كه انشاء آن است كه در خارج حاصل مىشود . « 1 » معنايى است نو و بديع كه در زمان تلفظ به وجود مىآيد .
گفتيم كه انشاء يا پديد آوردن ، تنها در ماده و مدت است و انشاء تصوير يا شكل آن است . ترجيح آن است كه انشاء انحراف از آن ماده است ؛ چنانكه به وسيلهء مجاز از حقيقت منحرف مىشود به اين دليل كه بسيارى از دانشمندان بخشى از انشاء را در مجاز آوردهاند و سيوطى در وقوع حقيقت و مجاز در قرآن به آن تكيه كرده است و در اينگونه از اعجاز ، خارج شدن نداء به تعجب را مثال زده است . مثل آيهء
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ
« 2 » . مىگويد : « معناى آن چنين است : « يا لها من حسرة » . ابن خالويه مىگويد : « اين از دشوارترين مسائل در قرآن است ، چون حسرت قابل ندا نيست ؛ منادا در افراد و اشخاص است و اصل در نداء ، آگاه كردن است اما معنا در اينجا تعجّب است . » « 3 »
شايد بتوان گفت كه معانى انشاء در مواضع استفهام ، مثل استنباط است . مثل آيهء
حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ
« 4 » و مثل تعجب در آيهء
ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ
« 5 » ، و آگاهى دادن به گمراهى و وعيد . امر نيز در معانىاى است كه امر و نهى و نداء باشد . « 6 » در اينجا تكيهء دانشمندان بلاغت را به اصولى ارائه مىنماييم كه به معانى انشاء مىپردازند . آنها بر اين باورند كه اصل در امر ، طلب حصول فعل از مخاطب از باب إستعلاء با إلزام است . گاه صيغههاى امر از معناى اصلى به معانى ديگرى خارج مىشود كه از بافت كلام و قرينههاى احوال فهميده مىشود . مثل دعا ، التماس و ارشاد .
اصل در نهى بازداشتن از چيزى از باب إستعلاء با إلزام است . گاه صيغهء نهى ( فعل مضارع با لاء نهى ) از معناى اصلى به معانى ديگرى مثل دعا ، التماس و ارشاد خارج مىشود . استفهام آگاهى خواستن دربارهء چيزى است كه قبلا معلوم نبوده
هامش
( 1 ) معترك الأقران ، ج 1 ، ص 421 .
( 2 ) يس : 30 .
( 3 ) معترك الاقران ، ج 1 ، ص 260 .
( 4 ) بقره : 214 .
( 5 ) نمل : 20 .
( 6 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 147 .