تمام كلام ، معانىاى هستند كه آدمى در درونش ايجاد مىكند و در فكرش تغيير مىدهد . . . و به عنوان مقاصد و أغراض توصيف شود و ارجمندترين آن ، خبر است كه به صورتهاى فراوان تصور مىشود و صناعتهاى شگفتى در آن واقع مىشود . » « 1 »
فخر رازى خبر را از ديگر تركيبها جدا مىكند و مىگويد : « اما خبر آن است كه به صورتهاى فراوان تصور مىشود و ظرافتهاى شگفت و اسرار غريبى در آن ظاهر مىشود . » « 2 »
آنگونه كه از اين متون مىفهميم ، خبر ماده يا اصلى است كه ممكن است به گونههاى متعدد شكل گيرد و يا به صورتهايى تصور شود . سپس امتياز و برترى در كلام در شكلها و صورتها مىباشد و بدون ترديد همان نظم است كه جرجانى به آن اشاره كرده است كه « كلامت را به همان وضعى قرار دهى كه علم نحو اقتضا مىكند و بر قوانين و اصول آن عمل نمايى و روشهاى آن را بدانى و از آن منحرف نگردى و به هيچيك خلل وارد ننمايى ؛ مثل توجه به گونههاى خبر ، جملهء اسميه و فعليه ، شرط و جزا ، حال و معانى و حروف و جملات ، مواضع وصل و فصل و معرفه و نكره ، تقديم و تأخير ، حذف ، تكرار ، اضمار و اظهار . » « 3 »
اينها از امورى مىباشند كه علم معانى به آن مىپردازد . اشاره كرديم كه علم معانى به بررسى ويژگيهاى سبكى مطابق با احوال مخاطب مىپردازد تا گوينده به انتقال مقصود خود به مخاطب توانمند گردد . به همين جهت علماى بلاغت مراد از علم معانى را در هشت بخش تقسيم نمودهاند : احوال إسناد خبرى ، احوال مسند اليه ، احوال مسند ، احوال متعلّقات فعل ، قصر ، انشاء ، فصل و وصل ، ايجاد و إطناب و مساوات . » « 4 »
اين در باب خبر ، اما انشاء كه آن را هم به مباحث علم معانى ضميمه كردند .
گويى مبحثى در نظم خبر مىباشد . مثل تقديم و تأخير يا حذف . آيا انشاء نيز
هامش
( 1 ) دلائل الإعجاز ، صص 528 ، 543 ، 545 .
( 2 ) نهاية الايجاز ، ص 147 .
( 3 ) دلائل الاعجاز ، صص 81 - 82 .
( 4 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 13 .