مىشود . اين مسأله ، علىرغم آسانى آن ، كه مسند و مسنداليه و معناست ، به قدرى انعطافپذير است كه اهل تحقيق مىتوانند آن را به اوج برسانند كه عبد القاهر اين كار را انجام داده و از طريق نظريهء نظم آن را به اعجاز قرآن كشانده است .
فخر رازى خبر را چنين تعريف نموده است : « كلامى است كه نسبت معلوم به معلوم از طريق نفى يا إثبات دارد . » اين تعريف شرح نظر عبد القاهر است كه بيان كرديم ولى فخر رازى تعريف مشهور خبر را كه احتمال صدق و كذب دارد ، نقض نموده است . مىگويد : « هركسى آن را به صدق و كذب تعريف نمايد دچار دور مىشود و هركسى آن را به تصديق و تكذيب تعريف نمايد دو بار در دام تسلسل گرفتار شده است . » « 1 » اين نقض تنها تبعيّت از جرجانى است كه مرجع صدق و كذب را به گوينده نسبت مىدهد نه خبر .
قزوينى نيز به اين راه رفته و خبر را چنين تعريف نموده است : « حقيقتى خارجى دارد كه نسبتش با آن يا مطابقت است يا نيست . « 2 » نسبت هم وابستگى يكى از دو جزء كلام به ديگرى است به گونهاى كه سكوت بر آن درست باشد ؛ چه در حالت ايجابى و چه سلبى ؛ پس كلام اگر نسبت خارجى آن در يكى از سه زمان باشد ، يعنى بين دو طرف در خارج نسبت ثبوتى يا سلبى باشد و آن نسبت با خارج مطابقت باشد - چه ثبوتى و چه سلبى - و يا مطابقت نداشتن باشد يعنى يكى ثبوتى و ديگرى سلبى باشد ، خبر مىباشد . « 3 »
با توجه به اهميت خبر ، معانىاى كه خبر به آن بازمىگردد در قرآن فراوان است ؛ مثل تعجب ، تمنّى ، انكار ، نفى ، امر ، تعظيم و غيره . « 4 »
از اينكه خبر را اصل كلام بدانيم معلوم مىشود كه خبر ما مادهاى است كه مىتواند به صورتهاى فراوانى شكل گيرد . ابن فارس يادآور شده است كه معانى خبر ، فراوان است و متون فراوانى براى آن آورده است . « 5 » جرجانى مىگويد : « خبر و
هامش
( 1 ) نهاية الايجاز ، ص 149 .
( 2 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 13 .
( 3 ) المطوّل ، ص 34 .
( 4 ) الصاحبى ، صص 179 و 180 ؛ و الاتقان ، ج 3 ، ص 226 .
( 5 ) همان ، ص 179 .