مسند و مسنداليه تشكيل شده است و روند إسناد از انضمام فعل به اسم يا اسم به اسم بيرون نيست . اين همان نظم است كه « وابستگى كلام به يكديگر و برخى سبب برخى ديگر » « 1 » مىباشد .
روند خبر از سه عنصر شكل مىگيرد : جمله ، معنا و گوينده . گوينده در خبر عنصر مهمى است . اهميت وى ناشى از آن است كه منشأ خبر است و خبر به او نسبت داده مىشود و او به صدق و كذب توصيف مىشود . جرجانى مىگويد :
« مگر نه اين است كه نفى و إثبات زمانى است كه إثباتكننده يا نفىكنندهاى باشد و منشأ آن دو هم از جانب او باشد و نقض و إبرام در آن دو و موافقت و مخالفت ، درست و نادرست و زشت و زيبا به وسيلهء او باشد ؟ » « 2 »
پرسش ديگر اينكه عبد القاهر از إرجاع صدق و كذب خبر به متكلم چه قصدى دارد ؟ بحث در مرجع صدق و كذب از روزگاران دور متفاوت است و به قرن سوم هجرى بازمىگردد كه نظّام عقيده داشت صدق خبر ، مطابقت با حكم آن بنا به اعتقاد خبردهنده مىباشد . « 3 » اما جرجانى بر آن است كه مرجع صدق و كذب گوينده است نه خبر . قبل از وى بحث در باب خبر و مبنايى كه اشاعره سخنشان را در مسألهء خلق قرآن و قديم بودن آن بر آن بنياد نهاده بودند ، مطرح شده بود . آنها معتقد بودند كه كلام خداوند ، قديم و ازلى و قائم به ذات اوست و ذات الهى همان صفات است و ميان آن دو وحدت برقرار نموده بودند ؛ و قرآن كلام لفظى و بيان كلام نفسى قائم به ذات است . « 4 »
با دقت نظر در اين باب مشخص مىشود كه وى صدق و كذب را به گوينده ارجاع مىدهد و از وراى سخن اشاعره مىكوشد دريابد كه كلام همان ذات است .
يعنى قرآن كريم از جانب خداوند است و غير ممكن است آدمى تصور نمايد كذب در آن راه يافته باشد . پس قرآن همهاش صدق و حق است . بدين ترتيب عبد القاهر
هامش
( 1 ) دلائل الإعجاز ، ص 364 .
( 2 ) همان ، ص 528 .
( 3 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 14 .
( 4 ) اعجاز القرآن ، باقلانى ، ص 394 .