بلاغت ، سبك و معنا
دقت نظر در ساخت روشمند بلاغت و ارتباط دانشهاى آن به اين منجر مىشود كه اين دانش براساس رابطهء بين سبك و معنا رشد كرده است . « 1 »
تعريفى كه آورديم به اين معناست كه معنايى وجود دارد و گوينده قصد بيان آن را دارد و مىخواهد آن را به شنونده برساند . بلاغت آمده است تا به وى كيفيت بيان معنا را با كلامى فصيح و مناسب با احوال شنوندگان بياموزد .
بنابراين ، بلاغت يعنى مطابقت سبك گوينده و معنايى كه قصد بيان آن را دارد .
رابطهء بين سبك و معنا هميشه در هر دانش از دانشهاى بلاغت ثابت بوده است ؛ هرچند كه رويكرد آن رابطه با توجه به اختلاف طبيعت دانش متفاوت است .
علم معانى علمى است كه به وسيلهء آن احوال لفظ عربى ، كه مطابق مقتضاى حال است ، شناخته مىشود . « 2 » اين دانش به بررسى ويژگيهاى سبكى مطابق با حال شنونده توجه دارد . مثل تقديم و تأخير ، ذكر و حذف ، نكره و معرفه و . . . كه به انتقال معنا متناسب با بافت بازمىگردد . قزوينى مىگويد : « مقتضاى حال متفاوت است ؛ مقامات كلام نيز متفاوت است . پس مقام تنكير با مقام تعريف متفاوت است ؛ همچنين خطاب انسان باهوش با خطاب انسان كودن متفاوت است . ارجمندى كلام در زيبايى و پذيرش به مطابقت آن با وضعيت مناسب و انحطاط و پستى آن به عدم مطابقت آن مىباشد . » « 3 »
در علم بيان رابطه بين سبك و معنا هم مشخص است ؛ دانشى است كه اداى معناى واحد به شيوههاى مختلف در واضح نمودن دلالت به وسيلهء آن شناخته مىشود . « 4 » معنا و روشهاى اداى آن در واضح نمودن دلالت بر معنا ، متفاوت است .
مثل روش مجاز ، استعاره و كنايه ، كه در دلالت عقلى وارد نمودهاند از دلالت اصلى لفظ فراتر است .
هامش
( 1 ) الاصول ، ص 317 .
( 2 ) الايضاح ، ج 1 ، ص 12 .
( 3 ) همان ، ص 9 .
( 4 ) همان ، ج 3 ، ص 212 .