تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
مطلق در كسى فراهم آيد بلكه به ظرافت در عبارت و تلاش در رعايت سبكهاى ويژهء عرب مىباشد . « 1 » سبك برپايهء ملكه‌اى استوار است كه از آگاهى بر شعر و نثر گذشتگان شكل مىگيرد و بر ذوق خاص نويسنده تكيه دارد . « 2 » گاه در برخى از مواضع كه احتمال تأويل دارد يا به شاعر جديدى اشاره مىكند با ابن خلدون مخالفت مىورزد ، اما مفهوم سبك از نظر او از آن‌چه كه ابن خلدون طراحى نموده است خارج نمىشود . « 3 » استاد احمد شايب نيز كتاب خاصّى دربارهء سبك دارد ، درنگى لازم است تا به تبيين تلاش وى در تعريف سبك بپردازيم . شايب اشاره مىكند كه مردم گاه كلمهء سبك را مىشنوند و از آن « عنصر لفظى كه از كلمات و جملات و عبارات تشكيل مىشود » مىفهمند ، ولى اين برداشت دقيقى نيست ، چون نظام تصوير لفظى به نظام معنوى برمىگردد كه در جان نويسنده يا گوينده نظم يافته است كه سبك معنوى است و سپس تصوير لفظى بر قالب آن شكل مىگيرد . اين يعنى « سبك ، معانى منظم و مرتّب است قبل از آن‌كه واژگان و الفاظ منظم باشد » . وى دلالت ديگرى از كلمهء سبك ( وقتى در محيط خاصى به كار مىرود ) آورد كه وقتى دانشمندان آن را به كار مىبرند ، بر روش پژوهش دلالت دارد . اما از نظر ادبا در هنر ادبى ، قصه‌ها يا جدل و در عنصر لفظى ، روانى يا پيچيدگى است . موسيقىدانان نيز آن را نشانه‌اى بر شيوه‌هاى آهنگ‌سازى مىدانند و از نظر نقّاشان نشانهء شيوهء تركيب رنگها است . پس كلمهء سبك با كلمهء شخصيت ترادف معنايى يافته است . آنگاه با كمك از فرهنگ لسان العرب به تبيين معناى آن مىپردازد و دلالت‌هاى لفظى آن را بر دو قسم حسّى و معنوى تقسيم مىكند . مىگويد : تمام اين معنى ما را
هامش
( 1 ) الوسيلة الادبية ، ج 2 ، ص 465 ؛ و مقدمهء ابن خلدون ، ج 4 ، ص 1289 . ( 2 ) همان ، صص 472 - 473 . ( 3 ) البلاغة و الاسلوبيه ، ص 74 .