است ، چه مقايسهء آشكارا و چه بهطور ضمنى . « 1 »
گروهى از پژوهشگران به بررسى رابطهء بين متن و نويسنده پرداختند و در پى كليدهاى سبك در شخصيت نويسنده و بازتاب آن در گزينشهاى وى برآمدند و لذا بر آن شدند كه سبك ، همان گزينش و انتخاب است .
برخى نيز به بررسى رابطهء بين متن و تأثير آن بر خواننده توجّه نمودهاند و سبك از نظر آنان عكسالعملها و پاسخهايى است كه خواننده يا شنونده در برابر محرّكهاى سبكى پنهان در متن بروز مىدهد . لذا برآنند كه سبك ، قدرت تحريك كنندهء حساسيّت خواننده است . برخى نيز نويسنده و خواننده را از بررسى خود حذف نمودند و تنها بر متن تأكيد مىكنند و به توصيف زبانى آن مىپردازند و معتقدند كه سبك ، انحراف از شيوهء معيار يا افزودهاى به بيان خنثى يا ويژگيهاى پنهان در ويژگيهاى زبانى است . « 2 »
هر تعريفى ناگزير بايد بر سه پايه تكيه نمايد كه گاه به يكى و گاه به هر سه توجّه مىشود :
1 . گوينده ، كه گاه از آن به نويسنده يا پديدآورنده تعبير مىشود .
2 . شنونده يا خواننده و يا مخاطب .
3 . كلام ، متن يا خطاب .
در اين حوزه بين اصطلاحات رايج تفاوتى نمىيابيم ، هرچند كه در حوزههاى ديگر ميان آنها تفاوتهايى وجود دارد . ظاهرا اين نظريهء سهگانه از زمان پيدايش انديشهء زبانشناختى در تاريخ بشر وجود داشته است . « 3 »
مفهوم سبك از ديدگاه پژوهشگران معاصر عرب
مفهوم سبك از نظر ايشان متأثر از طبيعت فرهنگى است كه كسب كردهاند . از كسانى
هامش
( 1 ) الاسلوب ، مصلوح ، ص 33 .
( 2 ) همان ، صص 29 - 30 .
( 3 ) الاسلوب و الاسلوبية ، المسدى ، ص 61 .